تبليغاتX
یادگاردوست

واقعا سر در نمیارم که وقتی پای سفرهای استانی رئیس جمهوری به استانی باز میشه هدف رسیدگی به کارهای عمرانی اون استانه یا فقط خوش گذرونی هیات رئیسه و وزرا و هیات همرا؟ طی این دو روزی که گیلان مهماندار بود و تمام در و دیوار شهر مزین بود به عکسهای بسیار فریبنده آقایان و هر اداره ای در تب و تاب تدارک سر و سامان دادن به اوضاع کاراها بود تا وزیر مربوطه رو این دو روز پذیرایی کنه و کارمندا بدو بدو میکردن تا جلوی چشم باشن و از سر در اداره بگیر تا سرویسهای بهداشتی برق میزد هیشکی یادش نبود بپرسه پس باقی این 363 روزی که  طی این سال 89 هدر دادین و هدر میدین چطوری گذروندین ؟ بیلان کاریتون چی بود.؟آمار این اداره در انجام کارهای زیربنایی نسبت به سالهای قبل چطور بود؟سیر صعودی داشته یا خیر و ... اصلا مگه توی این کشور این چیزها مهمه.

وقتی آدمی مثل من با این روحیه سرکشی و چشمهایی که دنبال سوژه میگرده پا میذاره توی این اداره ها و مردهای عابد نمای پیشانی مهر خورده سر به ظاهر زیر داخل آشوب رو نگاه میکنه و جواب حاج خانم گفتنهای این حاج آقایان رو میده به حال و روزی میفته که دلش نمیخواد بنویسه- دلش نمیخواد حرف بزنه و حتی دلش نمیخواد بخونه. میشه یه آدمی که اسمش خبرنگاره ولی کارش !!!! چه عرض کنم.

میهمان رشت رفت. اما نه من پای سخنرانیش نشستم- نه رفتم استقبالش نه سعی کردم تلاش کنم توی نشست خبری کسی شرکت کنم. وقتی مقام مهمی وارد استانی میشه اگه خبرنگار درست و حسابی ( اهل نشون دادن خودت) باشی از یکماه قبل میری استانداری تا برای اون چند روزی که اون مقام عالی رتبه هست کارت خبرنگاری بگیری و اگر جایی نشست خبری باشه یا اگر افتتاحیه ای باشه که استاندار و همراهان تشریف می برند تو جزء اون دسته از خبرنگارا میشی که با ماشین استانداری و همراه استاندار پات به خیلی جاها باز میشه و خیلی از آدم مهمه های مملکت رو میبینی.اما اگه مثل من باشی که مدیر مسئولت رو تهدید می کنی که من رو بکشی من نمیرم جلسه ای که فلانی توشه نه از کارت خبرنگاری خبری میشه نه از سرک کشیدن توی مراسم بنیاد شهید.

شنیدم که خیلی از روستایها از اطراف اومده بودن استقبال .اما داخل شهر چون خیلی ها رفته بودن ورزشگاه که آقا بیاد صحبت کنه زیاد توی شهر شلوغ نبود هرچند اغلب اونهایی که توی مسیر راهش منتظر بودن یا نامه توی دستاشون بود یا ب س ی ج یان مخلص بودن یا سینه چاکان امام و خلاصه یه مشت بچه مدرسه ای  دودره باز که فقط برای تعطیل شدن کلاسشون حاضرند استقبال اعزرائیل هم برند اما سر کلاس حسابان نشینند.

توی شهر صنعتی یه نیروگاه تولید و توزیع برق توسط وزیر کشور افتتاح شد.که قرار بود بخشی از برق شهر صنعتی رو تامین کنه.این سری تصمیم اینگونه بوده که افتتاح رسمی هر پروژه ای که توی استان هست توسط وزرا انجام بشه و نباید انتظار بی مورد داشته باشیم که وزیر کشور درباره برق فشار قوی و پست برقی و نیروگاه و تهیه و توزیع برق سخنرانی چند ساعته انجام بده.واقعا نمیدونم موقعی که فلانی دنبال وزیر میگشته اصلا گشته یا همینجوری دیمی به این و اون پست وزارت داده. هرکی دیدم طی این مدت از این وزراش داغون بودن. اون از وزیر نیروش که برای افتتاح یه سد اومده بود رضوانشهر و و چون ساعت از یک گذشته بود بعد یک ربع حرف که همه اش تعریف از ریاست جمهوری عزیزش بود گفت نماز اول وقت باید خوند و زود سر و ته او سدی که پروژه اش بیست ساله روی هواست و از زمان هاشمی و خاتمی و خود آقای ریس جمهور سه بار کلنگ زنی شده و دعوایی دارن با زمیندارای اطراف و اصلا جلو نرفته رو تند هم اورد. چه این آقای نجاری که فکر میکنم اهل عملند و داش آکل رو رو توی لوطی حرف زدن گذاشته بود تو جیبش و چه از خودش که عشق داره مردم رو از ساعت 7 توی ورزشگاه بکاره و بگه از کی اینجاییند؟ از هففففففت ؟ نه. از هششششششششششت؟ از نننننننننننه؟ خسته نشدین؟ کی خسته است ؟ و مردم دیوانه هم داد بزن دشمن و این آقا یکی از اون خنده های قشنگشو تحویل دوربین و ملت بده و تو دلش بگه خاک برسرتون.

خیلی خسته ام از دستشون و اونقدر فشار طی این مدت به من وارد شده که ترکیدم وگرنه حال نوشت از این ابلهان نبود.

 تابعدی که زود خواهد بود اینبار

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم بهمن 1389ساعت 12:3  توسط juju  |