تبليغاتX
یادگاردوست

با توجه به تاخیر چندماههه بنده در امر وب نگاری و تراشیدن بهانه های مختلف و و در راس اونها تنبلی شخص خودم و از همه مهمتر کشف هویت حقیقی بنده توسط در و همسایه و مامان و ... اینا تصمیم گرفتم با حفظ این جایگاه به عنوان یادگاری سبک و سیاق نوشتنم رو تغییر بدم. باشد که ماندگار گردیم. اما کمافی سابق این پست به روش سابق ارائه می گردد.

بعد از ماهها تعمق و تفکر زیاد در باب دوستان متاهل خودم اخیرا به این نتیجه رسیدم که دوستان در راستای نام گذاری سالهای مختلف توسط آقا و طی یک عملیات ضربتی در سال همت مضاعف کار مضاعف تصمیم به ازدیاد نسل گرفته  و در سال مبارک و میمون جهاد اقتصادی در سال 90و در  دقیقه 90  توپ رو تبدیل به گل کردن و از همین ماههای اول سال شروع به ترکیدن نمودند و گوشهای بنده را مکررا آماج این صدای مهیب قرار دادند و من ایده ایده آلیست را  در سکوت چند ماهه ای فرو برده اند که : " مگه میشه توی این مملکت اینقدر راحت تصمیم به بچه دار شدن گرفت آیا؟"

بارزترین مکالمه من با یکی از این زائوها " آویشن " بود .

من: سلام .سونوگرافی رفتی؟ نی نی دختره یا پسره؟

آوی: یکیش دختره.

من: خاک به سرم یعنی دوقلو حامله ای؟ وای چه جوری میخوای بزرگشون کنی؟

آوی : تو سرت تو تنها کسی هستی که اینجوری میگی .همه میگن اینطوری راحت تره.

من : خدایش اگه من جای تو بودم و این خبرو بهم داده بودن یه چاقو تو قلبم فرو میکردم. آخه دوقلو ها خیلی خنگن این گریه کنه اونم گریه می کنه.

مابقی مکالمه ها تنها اظهار تعجب بود و تبریکی که میدونستم باید به دوستان بگم و میدونستم خوشحالشون میکنه .اما تصمیم به بچه دار شدن واقعا اینقدر سهل و ممتنع شده؟

اینکه چرا اینقدر تولد یه موجود کوچولو می تونه زندگی هر زن و شوهری رو عوض کنه. چه خوب و چه بد از مسئولیت من نوعی به عنوان خالق این اثر کم نمی کنه. خیلی سخته بخوام از بین دوستانی که به ترتیب در لیست انتظار قرار گرفتن و از تیر ماه یکی یکی فارغ میشن به زعم خودم بگم کی مادر بهتری میشه. اما چیزیکه بیشتر از همه منو خوشحال میکنه اینه که تمام این دوستان زنانی هستند که منتظر به دنیا اومدن بچه هاشون هستن و خوشبختانه توی این لیست بچه ناخواسته ای نیست و اون حس اضافه بودن توی این بچه ها ریشه نمی دونه.بچه ای که زاییده عشق یک پدر و مادر باشه نه یک اشتباه در محاسبه ها شون.

به نظرم بچه دار شدن اگر بدون فکر و بدون توجه کردن به مسائل و عواقب اون انجام بگیره زن وشوهر رو در بهت و ترس و نگرانی بدی فرو میبره که اولین ضربه اش تغییر در کیفیت رابطه خودشونه و خب از اونجایی که ما ایرانیها مدیران خوبی نیستیم بحث مدیریت کیفیت رابطه زناشویی کاملا کمرنگ و گاها بی رنگ میشه و خب کم نیستن دور و برمون زنانی که بعد از زایمان دچار افسردگیهای ناشی از دوران بارداری و پس از اون میشن و پدرانی که تا چند ماه پیش مسئولیت تامین خیلی از مواردی که تا پیش از این درباره اش آگاهی نداشتن روی دوششون سنگینی می کنه و تبدیل به مردان کاملا کلافه ای میشن.

در هر حال من تنها یک بیننده ظاهری هستم و از همه بیشتر برای آویشن خوشحالم که مادر شدن تو خونش بود و با بچه ها خوب کنار میومد و خوشحالم که زندگیش توی یک کشور با کلاس اینجوری رقم خورده که بچه ها رو با فرهنگ بهتری بزرگ کنه و مامان به روز تری باشه و خلاصه یه روزی شروع کنه به نوشتن خاطرات خنده دار دوقلوهای خنگولش.

پ.ن 1:در همین راستا  کتاب " تجربه پدری کردن " از بیل کازبی –ناشر پیک بهار-مترجم پروین قائمی رو به همه بچه دوستان ، پدران و مادرانی که از دیوانه بازیهای بچه هاشون می تونند طنز بیافرینند معرفی می کنم. من شدیدا لذت بردم از خوندنش.

پ.ن 2: آوی جونم امیدوارم فردا که می ترکی خنده منو خوووووووووووووب به خاطر بیاری .


پ.ن مهمتر : امروز سالگرد ازدواجمه و خب گوش شیطون کر مثل اینکه موقشنگ هنوز نفهمیده من چه انسان پلیدی هستم و هنوزم باهمیم و خوبیم وخوشیم و دیگه همین دیگه

 

تابعد...

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390ساعت 10:51  توسط juju  |