""
مدتهاست دلم میخواست درباره تفاوت دوستی با زنها و مردها بنویسم و فقط دنبال یه جرقه میگشتم برای شروع این مبحث تا رسیدم به این نوشته و یک آن حس کردم الان وقتشه. مدتهاست میخواستم بگم دوستیهای خالص رو دیگه از کسی انتظار ندارم علی الخصوص از همجنسام.مدتهاست میخواستم بگم با مردها توی دوستی بیشتر احساس صمیمیت و رفاقت می کنم و واقعا توی دوستی باهاشون احساس رضایت دارم ولی کمتر پیش میاد با زنی دوست باشم و دغدغه خیانت- ول کردن- حرف و حدیثهای راست و دروغ و ... رو نداشته باشم. زنها بیشتر از اینکه واقعا دوستهای خوبی باشن معمولا سعی می کنند اینجوری بهت نشون بدند که بهترین دوستت هستند و زمانی که شما انتظار ندارید دنبال یه بهانه هستند تا برتری خودشون رو به صورت اغراق آمیز و غلو شده ای بهتون نشون بدن. طی این 29 سالی که زندگی کردم و بخاطر نوع شخصیت بیرونی و اجتماعی که داشتم آدمهای زیادی وارد زندگیم شدند و رفتند.شاید بی هیچ قصد و غرضی می تونم بگم مردها برای من دوستان به نسبت بهتری بودند تا زنها.
بر اساس مشاهدات رفتاریی که از دوستانم دیدم کم کم به این نتیجه رسیدم که اغلب زنها تا زمانی که احساس کنند با دوستانشون دریک رده هستند سعی می کنند روابطشون رو جوری نگه دارند که طرف مقابل احساس کنه با یک دوست صمیمی روبروه اما زمانی که بو ببرند توی یه چیزی که می تونه( کار- موقعیت اجتماعی- موقعیت شغلی- همسر –ثروت و ...) باشه از دوستشون بالاترند خیلی راحت اون دوست رو از زندگیشون حذف می کنند و از اونجایی که حس رقابت طلبیشون هم بالاست دنبال یه رقیب جدی تر میگردند. اینکه شما به عنوان یه زن چطوری دوستی می کنید و درمقابل چه رفتاری می بینید باعث میشه ناخودآگاه شما هم توی دوستیهاتون انتظار زیادی از کسی نداشته باشید و تعداد دوستیهای خوب و حقیقی کم و کمتر میشه.
اما دوستی با مردها در صورتی که نوع روابط برای طرفین شفاف سازی شده باشه ( یعنی پای عشق و عاشقی در کار نباشه) یه دوستی خالص تر و بی انتظار تره. یعنی شما کمتر از دوست مذکرتون گله و شکایتی نظیر اینکه ( من آخرین بار تماس گرفتم- من اون دفعه برنامه بیرون گذاشتم- همش من دارم تماس میگیرم و ...) نمی شنوید و از اونجایی که مفهوم دوستی بین زن و مرد فرق داره می تونید مطمئن باشید که وقتی دچار مشکلی شدید می تونید روی کمکهاشون تا جایی که بتونند حساب کنید . می تونید یه مدتی با هاشون تماس نگیرید و استرس نداشته باشید که خیلی راحت شما رو از لیست دوستانشو خط زدند،می تونید با خیال راحت بعد چند ماه بهشون زنگ بزنید بدون اینکه دلخوریشون رو به طرز ناراحت کننده ای بهتون نشون بدند.
اخیرا خیلی از دوستانم ازدواج کردند و هر کدومشون زندگیهای خودشون رو تشکیل دادند. دوستیهایی با قدمتهای مختلف و درجه بندی صمیمیتهای مختلف اما چیزیکه توی همه اونها مشترکه اینه : به محض اینکه پای یک مرد توی زندگی همه اونها اومده بود تمام زندگیشون حول و حوش اون مرد میچرخید و باقی آدمها کم کم از دایره ارتباطیشون حذف شدند. شاید خیلی از مردها از دوستان همسرانشون خوششون نیاد- شاید مردی از ارتباطات زیاد احساس راحتی نداشته باشه- شاید یه مردی شکاک باشه و .... هزاران دلیل دیگه .این جملات برای خیلی از ما زنها آشناست :( فلانی میگه من که دوستات رو نمیشناسم خجالت میکشم بیام- فلانی تا دیر وقت سر کاره نمیرسیم بیایم خونتون- شوهرم میگه اگه اون دوستتم بیاد من نمیام- فلانی میگه دوست دارم وقتی اومدم خونه تو باشی و ...) چیزیکه من رو میرنجونه عدم مدیریت زنهاست برای نگه داشتن دو طرف ماجرا. چرا؟!!
با یه نگاه اجمالی به دوستان همسرانتون می تونید متوجه بشید که عمق رابطه ها بین دوستیهای زن و مرد چطوره و توی شرایط بحرانی چه عکس العملی از خودشون نشون میدن. غیر از یه درصد پایین از زنهایی که واقعا توی دوستیهاشون لوطی منش هستند اغلب چنان پشتتون رو خالی میکنند که شما متحیر میمونید.نمیدونم چطوره که اغلب زنها بعد از ازدواج شخصیتشون وابسته به همسرانشون میشه و کاملا شخصیت مستقلی از خودشون نشون نمیدند.حالا اگر مردی ازدواج کرد و دوستیهاش شکل دیگه ای گرفت وقتی خوب نگاه می کنی می بینی پای زنش این وسط در میون بوده!!!!
پ.ن 1: اینها برداشت شخصی من از دوستیهام بوده و قصد توهین به خانمها رو نداشتم. بذارید به حساب دردل دوستانه با کمی تجزیه تحلیل.کمی حب و بغض. با چاشنی تهمت و غیبت.
تا بعد ...