تبليغاتX
یادگاردوست - همسایه ها (قسمت دوم)

داشتم از همسایمون میگفتم. بالاخره وقتی موقشنگ اومد یه روزی باهاش قرار گذاشتیم که غروب بریم آتلیه.وقتی در آتلیه باز شد و روی دیواراش عکسهای سیاه و سفید هنرپیشه ها رو دیدم فهمیدم با یه عکاس حرفه ای طرفیم.نمیدونم مریم زندی عکاس رو میشناسید یا نه. اگر اشتباه نکنم مریم زندی اولین عکاسی بود که از خیلی از هنرپیشه ها با فیگورهای مختلف عکس گرفت و این عکسها رو هر سال عید به صورت تقویم توی بازار میتونید تهیه کنید. اما عکسهای همسایمون اغلب به صورت نمای نزدیک (کلوزآپ) و بدون روتوش از هنرپیشه ها گرفته شده بود. برای ما توضیح داد که از 8 سال پیش عکس گرفتن از هنرپیشه ها رو شروع کرده و رابطی که این آقا رو به هنرپیشه های مختلف معرفی کرده بود پروانه معصومی بود. مثلا برای اینکه بتونه از پرویز پرستویی عکس بگیره 2 سال منتظر مونده بود تا فرصتی جور بشه. میگفت اوایل خیلی از هنرپیشه ها به این آدم شهرستانی زیاد ایمان نداشتن اما وقتی نتیجه کار رو میدیدند خودشون بعدها راغب بودند که ایشون ازشون عکس بگیره.

تو لپ تاپش پر بود از عکسهای هنرپیشه های تازه کار تا غولهای سینمای ایران. از کامبیز دریرباز و حامد بهداد قبل معروفیت تا عزت الله انتظامی. از معتمد آریا تا ماهایا پطروسیان. از لیلا اوتادی ( که عکاسی رو پیش همین آقا یاد گرفته) تا خواهران اسکندری. از محمود کلاری تا خسرو شکیبایی.از رامبد جوان تا بهرام بیضایی . از ابراهیم حاتمی کیا تا جمشید مشایخی و  علیرضا مجلل ( بازیگر میرزا کوچک خان که در سوئد زندگی میکنه و ایشون که برای برگزاری نمایشگاه عکسهاش به سوئد رفته بود از علیرضا مجلل اونجا عکس گرفته بود).... و ضمن دیدن عکسها درباره شخصیت تک تک اونها یه چیزی میگفت. مثلا میگفت ابراهیم حاتمی کیا همیشه با موتور اینور و اونور میره و چون کلاه سرش میذاره هیشکی متوجه نمیشه و فوق العاده آدم نازنینیه و اصلا تو مود عکس گرفتن واین چیزا نیست. فیلمی هم از نمایشگاه سوئدش دیدیم که رویا تیموریان و همسرش مسعود رایگان اومده بودند و درباره عکسها اضهار نظر میکردند) جالب بود دیدن تیموریان با موی کوتاه و کلاه.

بعد برامون فیلمی گذاشت از عکس گرفتن  از جمشید مشایخی و خسرو شکیبایی که هردو توی آتلیه بودند و قرار بود ایشون از مشایخی عکس بگیره. بعد خسرو شکیبایی یه چارپایه کوتاهتر از صندلی مشایخی برداشت و پشت مشایخی نشست و شروع کرد به بوسیدن کتف و سر و صورت مشایخی که یعنی من در برابر تو هیچی نیستم. اینقدر از اینکار کرد که مشایخی زد زیر گریه. صحنه خیلی تکون دهنده ای بود از ابراز لطف شکیبایی به مشایخی که فکر میکنم دوستداران شکیبایی رو حسابی تحت تاثیر قرار میده. بعد برامون توضیح داد که امسال برای بزرگداشت خسرو شکیبایی قراره صحنه هایی از خسرو شکیبایی رو به صورت کلیپ چند دقیقه ای آماده کنه که توی اون مراسم پخش بشه و علاوه بر اون کتابی در دست آماده شدن بوده به اسم خسرو شکیبایی که عکس روی جلد کتاب عکسی بود که محمدرضا قوامپور ( همسایمون) از شکیبایی گرفته بوده.اخیرا که مجله فیلم میخوندم دیدم این مراسم  اواخر تیرماه برگذار شده و وقتی توی پارکینگ همسایمون رو دیدم کتاب رو بهم نشون داد که علاوه بر عکس روی جلد چند تا عکس دیگه ( عکس دوتایی مشایخی و شکیبایی- معتمد آریا- خمسه-پرستویی و یکی دوتا دیگه) از ایشون بوده. کتاب در قطع بزرگ و جلد کالینگوره و قیمتش 40 هزار تومنه.

شاید آقای قوامپور برای ما ناشناخته باشه اما اونهایی که برنامه های تلویزیون رو دنبال می کنند شاید دو سال پیش برنامه ای رو یادشون بیاد که مجریاش رامبد جوان و امیر حسین صدیق بودند و ایشون میهمان اون برنامه بود و کمی از نمونه عکسهایی که ایشون از هنرمندهای سینمایی ایران گرفتند رو توی اون برنامه نشون دادند اما طبق گفته های ایشون این عکسها قراره به صورت کتابی تحت عنوان  "صورت بی نقاب "به زودی چاپ بشه و خب برای اونهایی که عاشق سینمای ایران و هنرپیشه های ایرانی هستند و از عکسهای طبیعی بی ژستهای آبدوغ خیاری لذت می برند حتما دیدن این سبک عکسها میتونه لذت بخش باشه.

 

خب بعد دیدن اینهمه عکس با کلی شرح و تفضیل از هنرپیشه ها وقتی از در آتلیه اومدیم بیرون من و موقشنگ یه نگاهی بهم انداختیم و من کله ام رو میکوبید به دیوار که ای وااااااااااااای این یارو اینهمه مهم بود من سویچ میدادم دستش ماشینمو جابجا کنه.خلاصه تصمیم داشتم همون شب برم ماشین همسایمون رو بشورم جهت پاچه خواری

پ.ن 1: راستی الان آقای قوامپور فیلمبرداری مستندی به اسم " دیلمان بهشت نیاکان"  رو باه کارگردانی فرهاد مهرانفر در ارتفاعات دیلمان انجام میدن که سوسو بازم ما یه تیکه هایی ازش دیدم.( دیگه اگه سوسو نمیدادم میترکیدم)

 پ.ن 2:اگه فکر میکنید توی رفتارمون تفاوتی ایجاد شده ( مثلا ازش امضا گرفته باشیم یا تا کمر براش خم بشیم یا یه چیزی توی این مایه ها )اشتباه میکنید. فقط الان یکم خودمونی تر شدیم و باز صبحهای یکی در میون همدیگرو از خواب بیدار میکنیم که بریم سر کار.

لینکهای زیر رو جهت اثبات حرفام گذاشتم تا خودتونم چک کنید. هرچند اگه من دروغگو بودم توی این چهارسال باید دماغم اندازه پینوکیو میشد .

محمدرضا قوامپور

نمایشگاه عکس در استکهلم 

رونمایی از کتاب خسرو شکیبایی

دیلمان بهشت نیاکان

حامد بهداد به روایت عکسهایی از محمدرضا قوامپور

 

تابعد...

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مرداد 1389ساعت 19:46  توسط juju  |